کوهنوردی برای ورزش یا تفریح؟
متاسفانه طوری جا افتاده که هرکسی را با کولهپشتی، پوتین، باتوم و تجهیزات کوهنوردی در محیط طبیعت و کوهستان ببینیم کوهنورد بشناسیم. آیا درست است کسی که هیچ تخصصی در رشته کاراته نداشته و صرفا به خاطر پوشیدن لباس آن کارتهکار خواند؟ صد البته که نه. کوهنورد کسی است با تفکر، تخصص، تجربه،معلومات، تمرینات و سواد کوهنوردی.( نه صرفا پوشاک و تجهیزات).
امروزه کوهنوردی در کشورهای اروپایی در مقطع دکتری تخصصی رشتهی تربیت بدنی دنبال میشود و کاملا تخصصی به آن نگاه میکنند و هر کسی در شاخههایی از آن فعالیت دارد.
شاخههای اصلی کوهنوردی شامل: سنگنوردی، یخنوردی، غارنوردی، کوهپیمایی، صعودهای سنگین و بیشتر شاخههای آن در چارت سازمانی کمیته ملی المپیک به عنوان ورزش شناخته شده نیست و تنها سه شاخهی (سنگنوردی، یخنوردی سالن و کوهپیمایی به صورت علمی و تخصصی) در چهارچوب تعاریف آنها گنجانده شده و بقیهی رشتهها (سنگنوردی، یخنوردی طبیعی، غارنوردی و صعودهای سنگین) به عنوان ماجراجوئی شناخته شده و در ردیف رشتههایی مانند قایقرانی در آبهای خروشان، پاراگلایدر، پرش از ارتفاع و اسکی کوهستان قرار گرفته است.
تا سه دهه قبل کوهنوردی در ایران صرفا به صورت سنتی دنبال میشد، اما به مرور کوهنوردی نوین در شهرهای بزرگ پا گرفت و اوج فعالیتهای کوهنوردی بخصوص به صورت فنی در دههی 60 بوده و در نیم دههی 70 به این طرف سیر نزولی داشته و این تنها دامنگیر ایران نبوده بلکه از پایان دههی 80 میلادی در تمام دنیا کوهنوردی به نوعی از لحاظ کیفی سیر نزولی داشته و دارد.
و اما تفریح و پیکنیک: کسی که با هر انگیزهای و بدون فاکتورها و متدهایی که برای کوهنورد و کوهنوردی در نظر گرفتیم صرفا برای تفریح و گذراندن تعطیلات آخر هفته وارد طبیعت و بخصوص کوه میشوند، یک سیاح بیشتر به حساب نمیآید، هرچند که با پوشاک و تجهیزات کوهنوردی باشد.
عظیمترین ارزشها در دنیای کوهنوردی ارزشهای اخلاقی است که متاسفانه همان طور که ارزش و ضد ارزش و بالاخص ارزشهای اخلاقی در جامعه تغییر کرده است دراین دههی اخیر نیز دامنگیر کوهنوردی بوده و یکی از عوامل نزول رویهی کوهنوردی است.
پیشرفت تکنولوژی نیز به نوبهی خود یکی از عوامل اصلی است که یکی از عوامل مخرب آن بارآوردن فانتزی کوهنورد است. حتی کسانی که به صورت نوین کوهنوردی میکنند از این قاعده مستثی نیستند. امروزه مارکها، مدلها و نام کمپانیها جایگزین ارزشهای سابق شده و کمتر کوهنوردی است که دنبال ارزشهای واقعی کاری و برنامههای ارزشمند کوهنوردی باشد.
"نیاز طبیعی هر انسان است که برتری خود را به دیگران و محیط خود به اثبات برساند." امروزه اکثر کوهنوردان حتی در سطح ملی بخصوص در ایران با برنامهها و صعود عوام فریبانه به ارضای این نیاز اقدام میکنند که متاسفانه چون سطح سواد کوهنوردی در جامعه در سطح پایینی است ارزش واقعی این صعودها برای مردم حتی کوهنوردان را غیر قابل تشخیص کردهاند. شخصا زمانی که به عنوان عضوی از تیم ملی ایران به قله لوتسه رسیدم و حتی رکورد جهانی را به لحاظ سنی شکستم فکر میکردم کار خیلی با ارزشی انجام دادهام اما الان بر این باورم که این نوع کوهنوردی حتی در هیمالیا ارزش کاری ندارد و تنها برای اینکه از این قافله جا نمانیم اقدام به این صعودهای بلند میکنیم(حال با هر قیمتی) اگر هدف فقط فتح قله باشد، انسان از هیچ چیزی برای رسیدن به آن صرف نظر نخواهد کرد. اگر قرار است بارهایمان را شرپاها بردارند، چادر و طناب ثابتهایمان را نصب کنند، گشایش مسیر کنند و کپسول اکسیژن هم در کولهی آنها باشد و ما فقط زحمت استنشاق آن را بکشیم آیا میتوان گفت برای خودمان کوهنوردی میکنیم یا فقط هدف جا نماندن از قافله است؟
اگر هدف پرکردن کلکسیون افتخارات باشد، انسانها حاضرند تمام ارزشها را زیر پا نهند. این مشکلات و دهها مشکل دیگر در کوهنوردی ریشه در فرهنگ و متاثر از محیط زندگیمان است و راهکارها باید واقعبینانه و قابل اجرا باشد.
(برگرفته از وبلاگ كانون كوهنوردان اوراز مهاباد)
این وبلاگ توسط گروه آموزش تخصصی هلال احمر فارس متشکل از مسئولین و مربیان تخصصی جستجو و نجات ، حمایت و پشتیبانی می شود و صرفا در قالب اطلاع رسانی و اطلاعات امدادی و عملیاتی مرکز آموزش تخصصی جمعیت هلال احمر استان فارس فعالیت خواهد داشت.