كشور ما، با وجود گستردگي و وسعت، داراي تنوع آب و هوايي و شرايط متفاوت محيطي بوده كه زمينه وقوع بسياري از بلا‌هاي شناخته شده را در آن فراهم ساخته است. بنابراين با توجه به وجود شرايط طبيعي بروز خشكسالي، سيل. زلزله، رانش زمين، طوفان ها، طغيان آب رودخانه، سرمازدگي و يخبندان، بادهاي گرم، سقوط بهمن و... در كشور، وظيفه شناخت، پيشگيري و جست‌وجوي راه‌هاي مقابله با اين حوادث اهميت و اولويت خاصي دارد. اين خطرها و حوادث پيش بيني نشده زماني كه به خطرات انساني كه ناشي از خطا و قصور انسان‌ها هستند، مانند حريق، تصادف وسايل نقليه موتوري، بيماري‌هاي واگير و... در جامعه همراه شوند، منجر به بروز مشكلا‌تي فاجعه آميز خواهند شد كه بحران‌هاي بسياري را به همراه خواهد داشت.
براي مقابله با حوادث غيرمترقبه و كاهش خسارت‌ها و اثرهاي ناخوشايند آن مي‌توان به گام‌هايي نظير ارتقاي سطح آمادگي و شناخت و ادراك صحيح آحاد مردم از انواع حوادث پيش بيني نشده و خطراتي كه محيط زندگي و كار آنان را تهديد مي‌كند و آموزش راهكارها، روش‌هاي ايمني و كنترل حوادث و خطرات به افراد جامعه اشاره كرد.
در نوشته ذیل  به نقش و جايگاه آموزش در پيشگيري و كاهش خسارت‌هاي ناشي از حوادث و سوانح در ابعاد مختلف پرداخته مي‌شود.
مباني قانوني
به استناد مفاد ماده 135 قانون برنامه چهارم توسعه، پيشگيري از بيماري‌هاي واگير، مقابله و كاهش اثرهاي حوادث طبيعي و بحران‌هاي پيچيده از امور حاكميتي دولت است كه تحقق آن موجب اقتدار حاكميت كشور بوده و منافع آن بدون محدوديت شامل همه اقشار جامعه مي‌شود. بنابراين آموزش به عنوان يك راهبرد براي پيشگيري و كاهش اثرهاي ناشي از حوادث، از جمله فعاليت‌هايي است كه در حيطه امور و وظايف حاكميتي دولت قرار مي‌گيرد و در ماده 30 قانون برنامه چهارم توسعه به تعدادي از وزارتخانه‌ها تكليف شده است كه چگونگي مقابله با خطرات ناشي از زلزله را به مردم، آموزش دهند.
همچنين به استناد مصوبه 3/2/1384 مجمع تشخيص مصلحت نظام «ايجاد زمينه‌هاي لا‌زم به منظور آموزش و افزايش آگاهي، گسترش فرهنگ ايمني و آمادگي مسؤولا‌ن و مردم در برابر سوانح طبيعي و حوادث غيرمترقبه به ويژه خطر زلزله و پديده‌هاي جوي و اقليمي» يكي از سياست‌هاي كلي نظام براي پيشگيري و كاهش خطرات ناشي از سوانح طبيعي و حوادث غيرمترقبه برشمرده شده است. البته قوانين خاص از جمله اساسنامه جمعيت هلا‌ل احمر جمهوري اسلا‌مي‌ايران نيز به آموزش اشاره شده است؛ در بند سوم از ماده 3 اين اساسنامه آمده است: برنامه‌ريزي و اقدام در جهت آمادگي مقابله با حوادث و سوانح و آموزش عمومي‌در اين زمينه و تربيت كادر امدادي و نيروي انساني مورد نياز، از وظايف و مسؤوليت‌هاي جمعيت هلا‌ل احمر جمهوري اسلا‌مي ‌ايران در سطح كشور و خارج از كشور است.
همچنين در بند سوم ماده 29 طرح امداد و نجات كشور، مصوب مورخ 17/10/1382 هيأت دولت، تشكيل كارگروه‌هاي تخصصي آموزش را كه بايد به انجام برنامه‌ريزي‌ها و هماهنگي‌هاي لا‌زم براي آموزش تخصصي و همگاني مديريت بحران در چهار مرحله آن و ارتقاي سطح آمادگي جامعه در برابر بحران‌ها بپردازد به عنوان يكي از كارگروه‌هاي ملي آمادگي محسوب كرده است.
با توجه به مراتب يادشده مي‌توان بيان كرد كه مباني قانوني، آموزش را به عنوان يكي از محوري‌ترين راهكارهاي پيشگيري، ارتقاي سطح آمادگي براي مقابله و كاهش خسارت‌هاي ناشي از حوادث و سوانح غيرمترقبه دانسته است.
نقش آموزش در پيشگيري و كاهش خسارت‌هاي ناشي از حوادث غير مترقبه
هر جامعه يا سازماني به افراد آموزش ديده نياز دارد تا بتواند به طور مطلوب به اهداف خود در سطح جامعه يا سازمان دست يابد. آموزش، تجربه‌اي است مبتني بر يادگيري كه مي‌تواند عملكرد مردم يا عملكرد شغلي كاركنان يك سازمان را سامان دهد. آموزش به منظور ايجاد تغييرات به نسبت ماندگار در رفتار افراد صورت مي‌گيرد تا آنها بتوانند توانايي‌هاي خودشان را بر انجام دادن كارهاي مشخص بهبود بخشند. بنابراين آموزش‌ها بايد دو ويژگي كلي داشته باشند: 1 هدفمند باشند.2 مستمر و مداوم باشند. چنانچه هدف از آموزش، پيشگيري و ارتقاي سطح آمادگي براي مقابله مؤثر با حوادث و كاهش خسارت‌ها و اثرهاي ناشي از حوادث و سوانح باشد، لا‌زم است تعاريف عملياتي آموزش، پيشگيري، آمادگي و مقابله به عنوان اهداف آموزشي كه براي كيفيت بخشيدن به آنها برنامه‌ريزي مي‌شود، ارايه شود:
آموزش: به فرآيند انتقال معلومات، نگرش‌ها و مهارت‌ها از فرد يا گروهي به فرد يا گروه ديگر براي ايجاد تغييرات در ساختارهاي شناختي، نگرشي و مهارتي آنها گفته مي‌شود، به گونه‌اي كه سطح دانش، آگاهي و مهارت‌هاي فني و حرفه‌اي آنها را ارتقا مي‌دهد و رفتار مطلوب در آنها ايجاد مي‌كند تا آماده انجام وظايف و مسؤوليت‌هاي اجتماعي خود شوند.
پيشگيري: مجموعه اقدام‌هايي است كه پيش از وقوع حوادث، هنگام و پس از وقوع حوادث با هدف جلوگيري از وقوع مخاطرات يا كاهش آثار زيانبار آن انجام مي‌شود.
آمادگي: مجموعه اقدام‌هايي است كه توانايي جامعه (دولت، سازمان‌ها و نهادهاي عمومي‌غيردولتي و مردم) را در انجام مراحل مختلف مديريت بحران افزايش مي‌دهد. آمادگي شامل جمع‌آوري اطلا‌عات، پژوهش، برنامه‌ريزي، ايجاد ساختار مديريتي مناسب، آموزش، تأمين منابع، تمرين و مانور و از اين قبيل امور است.
مقابله: ارايه خدمات اضطراري به دنبال وقوع بحران است با هدف نجات جان و مال انسان‌ها، تأمين رفاه نسبي براي آنها و جلوگيري از گسترش خسارت؛ مقابله شامل امداد و نجات، بهداشت، درمان، تأمين امنيت، ترابري، ارتباطات، دفع مواد زايد، دفع فاضلا‌ب، مهار آتش، كنترل مواد خطرناك، سوخت‌رساني، اطلا‌ع رساني و هشدار است.
بنابراين پيشگيري گسترده‌تر و مؤثرتر، آمادگي بيشتر و مقابله مناسب‌تر با حوادث و سوانح به عنوان اهداف آموزشي هستند كه بايد تمام‌عوامل مؤثر در سه حوزه پيشگيري، آمادگي و مقابله به درستي شناخته شوند تا بتوان به طراحي و تدوين و اجراي برنامه‌هاي آموزشي در دو سطح آموزش‌هاي همگاني و آموزش‌هاي تخصصي پرداخت كه به تناسب ويژگي‌هاي گروه‌هاي هدف، موقعيت‌هاي جغرافيايي و اقليمي ارايه شود.
شناخت و درك صحيح از حوادث و ويژگي‌هاي گوناگون هريك از آنها مي‌تواند راهنماي بسيار مناسبي براي مردم و مسؤولا‌ن در پيشگيري از بسياري از حوادث باشد يا سطح آمادگي ما را ارتقا بخشد به طوري كه بتوانيم مقابله مؤثرتري در برابر حوادث داشته باشيم. به طور مثال سيل وجه مشخصه‌هايي دارد كه آن را از ساير سوانح متمايز مي‌سازد: الف) قابل پيش بيني است. ب) انسان به طور معمول در تشديد خسارت‌هاي آن نقش مستقيم دارد. اين دو عامل مميزه، اهميت آگاهي و آموزش را در كاهش خسارت‌هاي سيل مورد تأكيد قرار مي‌دهد. از آنجا كه سيل قابل پيش بيني است، مي‌توان با پيش آگاهي و هشدار، جان و دارايي‌هاي مردم را حفظ كرد و از آنجا كه انسان در بروز آن مؤثر است، پس مي‌توان با تعليم و آموزش مناسب، احتمال آن را كم كرد يا شدت آن را كاهش داد. همچنين عوامل اصلي ايجاد سيل يا تشديد خسارت‌هاي آن سه عامل اقليمي، فيزيكي و انساني است كه قابل كنترل‌ترين و تربيت‌پذيرترين عامل از عوامل يادشده همان عامل انساني است كه مي‌تواند تحت آموزش قرار بگيرد. در سيل منطقه نكا، بسياري از كارشناسان معتقد بودند كه عامل بروز بخش عمده‌اي از خسارت‌ها در مناطق روستايي، احداث بناها و اماكن مسكوني در مسير و در حاشيه حريم رودخانه بوده است. شناخت مناسب از حوادث و عوامل به وجود آورنده و ويژگي‌هاي آنها مي‌تواند راهنماي مناسبي براي يافتن راه‌هاي مؤثر مقابله با آنها باشد.
به طور مثال دانستن اين مورد كه مهم‌ترين عامل به وجود آورنده حوادث جاده‌اي در ايران عامل انساني است، مي‌تواند ضرورت و اهميت بسيار بالا‌ي طراحي، تدوين و اجراي مستمر و هدفمند برنامه‌هاي آموزشي مناسب را در اين زمينه براي سطوح مختلف آحاد جامعه نشان دهد.
 تلفات انساني و خسارت‌هاي ناشي از حوادث رانندگي با تبعات بسيار شديد اقتصادي و اجتماعي آن در ايران با توجه به آمار بسيار بالا‌ي آن به آساني از جنبه‌هايي با خسارت‌هاي انساني متحمل شده در 8 سال جنگ تحميلي قابل مقايسه است و گويا كه با خود در جنگ هستيم! آيا با توجه به اينكه مؤثرترين عامل به وجود آورنده اين خسارت‌ها همان عامل انساني است، نمي‌توان با قاطعيت گفت كه «آموزش» با معاني عام و خاص آن در راستاي تقويت فرهنگ ايمني، خود امدادي و امدادرساني رهيافتي است بسيار مؤثر براي خروج از اين شرايط بحراني ؟
آموزش يكي از روش‌هاي مداخله محسوب مي‌شود و مداخله نيز مربوط به تمام اقدام‌هاي پيشگيري، آمادگي، مقابله با بحران و عادي‌سازي و بازسازي است كه توسط وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها، نهادها و گروه‌هاي پاسخگو براي پيشگيري و كاهش اثرهاي فيزيكي و رواني يك حادثه به انجام مي‌رسد « بنابراين آموزش به عنوان يك ابزار مداخله مؤثر بايد در تمام اقدام‌هاي مديريت بحران به طور هدفمند و مستمر استفاده شود».
آموزش‌ها را مي‌توان به دو دسته آموزش‌هاي عمومي‌و آموزش‌هاي تخصصي تقسيم كرد.
آموزش‌هاي عمومي: براي آموزش‌هاي عمومي‌مي‌توان دو رويكرد را اتخاذ كرد:
رويكرد ايجاد فرهنگ ايمني: با طراحي، تدوين و اجراي برنامه‌هاي آموزشي مناسب در درازمدت مي‌توان به ايجاد فرهنگ ايمني در جامعه كمك مؤثر كرد. فرهنگ ايمني به طور كلي به مفهوم رعايت اصول، ضوابط و استانداردهاي ايمني از سوي مردم و مسؤولا‌ن در تمام سطوح سني و شغلي و در تمام زمينه‌هايي كه احتمال بروز خطر از سوي آن عوامل وجود داشته باشد، گفته مي‌شود. در اين فرهنگ قانونگذاران در موضوع‌هاي مختلف به وضع قوانيني كه سطح ايمني را افزايش دهد توجه مي‌كنند. پيمانكاران و مهندسان، معيارهاي فني را براي ساختن ساختمان‌ها، راه‌ها و بسياري از سازه‌هاي ديگر رعايت مي‌كنند (در حال حاضر بيش از 90 هزار مدرسه آسيب پذير از زلزله در سطح كشور وجود دارد كه بسيار نگران كننده است و چه اميدوار كننده بود اگر فرهنگ ايمني آنچنان دروني شده بود كه هيچ گاه نمي‌گذاشتند به چنين وضعيت نامناسبي برسيم )، دانش‌آموزان با بسياري از اصول ايمني در محيط مدرسه، خانه و خيابان آشنا هستند و آن اصول را رعايت مي‌كنند، رانندگان مقررات راهنمايي و رانندگي را به درستي اعمال مي‌كنند، ايمني پروازها در هر شرايطي رعايت مي‌شود و از اين قبيل مثال‌ها كه نشان دهنده وجود فرهنگ ايمني در جامعه است. در اين رويكرد جايگاه آموزش، جايگاهي پايه اي و زمينه اي است. در اين رويكرد آموزش به معناي توجيه مردم و مسؤولا‌ن و انتقال پيام‌هاي ايمني در فرآيند جامعه‌پذيري و اجتماعي شدن عمومي‌است به نظر مي‌رسد كه وجود يك باور نادرست بين مردم مبني براينكه حوادث، قابل پيشگيري نيستند خود عامل مؤثري در بروز حوادث بوده كه نشان از كمرنگ بودن فرهنگ ايمني و عدم اعتقاد به آن در جامعه است.
رويكرد ايجاد فرهنگ ايمني: با طراحي، تدوين و اجراي برنامه‌هاي آموزشي مناسب در درازمدت مي‌توان به ايجاد فرهنگ ايمني در جامعه كمك مؤثر كرد. فرهنگ ايمني به طور كلي به مفهوم رعايت اصول، ضوابط و استانداردهاي ايمني از سوي مردم و مسؤولا‌ن در تمام سطوح سني و شغلي و در تمام زمينه‌هايي كه احتمال بروز خطر از سوي آن عوامل وجود داشته باشد، گفته مي‌شود. در اين فرهنگ قانونگذاران در موضوع‌هاي مختلف به وضع قوانيني كه سطح ايمني را افزايش دهد توجه مي‌كنند. پيمانكاران و مهندسان، معيارهاي فني را براي ساختن ساختمان‌ها، راه‌ها و بسياري از سازه‌هاي ديگر رعايت مي‌كنند (در حال حاضر بيش از 90 هزار مدرسه آسيب پذير از زلزله در سطح كشور وجود دارد كه بسيار نگران كننده است و چه اميدوار كننده بود اگر فرهنگ ايمني آنچنان دروني شده بود كه هيچ گاه نمي‌گذاشتند به چنين وضعيت نامناسبي برسيم )، دانش‌آموزان با بسياري از اصول ايمني در محيط مدرسه، خانه و خيابان آشنا هستند و آن اصول را رعايت مي‌كنند، رانندگان مقررات راهنمايي و رانندگي را به درستي اعمال مي‌كنند، ايمني پروازها در هر شرايطي رعايت مي‌شود و از اين قبيل مثال‌ها كه نشان دهنده وجود فرهنگ ايمني در جامعه است. در اين رويكرد جايگاه آموزش، جايگاهي پايه اي و زمينه اي است. در اين رويكرد آموزش به معناي توجيه مردم و مسؤولا‌ن و انتقال پيام‌هاي ايمني در فرآيند جامعه‌پذيري و اجتماعي شدن عمومي‌است به نظر مي‌رسد كه وجود يك باور نادرست بين مردم مبني براينكه حوادث، قابل پيشگيري نيستند خود عامل مؤثري در بروز حوادث بوده كه نشان از كمرنگ بودن فرهنگ ايمني و عدم اعتقاد به آن در جامعه است.
رويكرد ايجاد فرهنگ خود امدادي و امدادرساني
ارايه آموزش‌هايي كه سطح دانش و مهارت هريك از شهروندان را براي چگونه زيستن در محيط پر از عوامل تهديد‌زا افزايش دهد و توان مقابله آنان را در برابر خطرات و حوادث ارتقا بخشد. در اين رويكرد آموزش مي‌تواند در كاهش اثرها و خسارت‌ها ناشي از حوادث و سوانح مؤثر باشد.
به طور مثال آگاهي مردم در خصوص چگونگي ارايه كمك‌هاي اوليه به لحاظ موارد زير مي‌تواند بسيار مهم و حياتي باشد:
در بسياري از حوادث مانند تصادف‌ها، مردم از روي دلسوزي تمايل به كمك كردن دارند و اين كار را انجام مي‌دهند و در بيشتر موارد اين كمك‌ها چون همراه با اطلا‌عات مربوط به كمك‌هاي اوليه نيست خسارت‌ها و عوارض جبران‌ناپذيري را براي مصدوم به همراه دارد.
كمك مردم( با آگاهي‌ها و مهارت‌هاي اوليه لا‌زم) با توجه به اينكه نيروهاي امدادي هميشه در دسترس نيستند و مدت زماني را براي رسيدن به صحنه حادثه نياز دارند، اهميت ويژه‌اي دارد.
مردم بايد آموزش‌هاي مقابله با حوادث را فراگيرند تا در زمان بروز آنها بتوانند به خود و خانواده‌ا‌شان كمك كنند. چنين آموزش‌هايي درصد زيادي از عوارض و خسارت‌ها را كاهش مي‌دهد. همچنين با توجه به كمبود نيروي‌هاي امدادي ماهر و متخصص در كشور، كمك مردم كه آگاهي‌ها و مهارت‌هاي اوليه لا‌زم را داشته باشند مي‌تواند به عنوان نيروي مكمل در كنار نيروي‌هاي امدادي در كمك به همشهريان، هموطنان يا هر انسان ديگري كه نياز به كمك دارد بسيار مؤثر باشد كه اين خود به عنوان يكي از بهترين شيوه‌هاي مشاركت عمومي‌محسوب مي‌شود.
ارايه آموزش‌هاي عمومي‌با توجه به موقعيت‌ها و شرايط محلي و ويژگي‌هاي گروه‌هاي هدف
مردم و سازمان‌هاي محلي همواره بهترين كساني هستند كه مسايل و مشكلا‌ت منطقه خودشان را به درستي تشخيص مي‌دهند و در صدد رفع آن برمي‌آيند. به همين دليل است كه ارايه آموزش‌هاي مناسب با توجه به موقعيت‌ها و شرايط محلي، همواره در راستاي كاهش اثرهاي بلا‌ياي طبيعي مورد تأكيد قرار گرفته است.
آموزش‌هاي محلي به گام‌هاي زير توجه دارد: 1 شناسايي خطرهاي احتمالي محلي يا منطقه‌اي به منظور تمركز بخشيدن روي آنها: اين موضوع شامل جمع‌آوري اطلا‌عات درباره محل‌هاي خطر خيز با احتمال خطر زياد، انواع قربانيان، نحوه برخورد با مردم و تعيين نوع خسارت‌ها است. 2 شناسايي منابع موجود در محل يا منطقه، منابع قابل دسترسي، گروه‌هاي بالقوه مشاركت جو و سپس انتخاب هدف‌هاي متناسب با نيازها و منابع جامعه. 3 مرحله تدوين برنامه‌هاي آموزشي: اين مرحله در برگيرنده تعيين محتوا، پردازش و ويرايش پيام و تدوين برنامه آموزشي براي ارايه به جامعه يا گروه‌هاي در معرض خطر جدي است. 4 مرحله چهارم شامل توليد و توزيع مواد انتشاراتي، آموزش جامعه و گروه‌هاي هدف و جلب مشاركت آنان در فرآيند مقابله با حوادث غير مترقبه است. 5 تعيين اثر بخشي برنامه‌هاي آموزشي و اصلا‌ح و تكميل برنامه ها.
توجه به نكات زير در ارايه آموزش‌هاي عمومي‌با توجه به ويژگي‌هاي گروه‌هاي هدف ضروري است: 1 يكي از آسيب‌هاي مربوط به تدوين و اجراي برنامه‌هاي آموزشي استفاده از كاربست تئوري‌هاي آموزشي يكسان براي تمام گروه‌هاي هدف است، به طور مثال استفاده از كاربست تئوري‌هاي آموزشي كودكان به جاي تئوري‌هاي آموزش بزرگسالا‌ن، به شدت بر كاهش اثر بخشي آموزش‌هاي ارايه شده بر بزرگسالا‌ن اثر مي‌گذارد. بنابراين بايد از طراحان آموزشي متخصص واجد شرايط، در طراحي دوره‌هاي آموزشي براي هريك از گروه‌هاي هدف استفاده شود. 2 مشاركت ذي‌نفعان يا به عبارتي گروه‌هاي هدف در طراحي و تدوين برنامه‌هاي آموزشي مي‌تواند موجب افزايش سازگاري برنامه‌هاي آموزشي با ويژگي‌هاي گروه‌هاي هدف باشد. 3 شناخت از انگيزه‌هاي هريك از گروه‌هاي هدف، از شركت در دوره‌ها ي آموزشي ارايه شده و اصلا‌ح برنامه‌هاي آموزشي با هدف افزايش انگيزه‌هاي فراگيري در فراگيران كه در افزايش اثربخشي آموزش‌ها بسيار مؤثر است.

ادامه دارد......